تبليغاتX
شهيدان محمدزاده محمودآباد
شهيدان محمدزاده محمودآباد
o كجائيد اي شهيدان خدايي
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

کربلايي 110
سرافرازان
شهيد شيميايي 
موضوع: یکشنبه 3 خرداد1388 3:53 بعد از ظهر

مريض تخت سيزده
امروز دوباره تب کرد
بيچاره سرفه مي‌کرد
با گريه روز و شب ‌کرد


http://i37.tinypic.com/2mcsq3o.jpg

لُپاش گل انداخته بود
به زور نفس مي‌کشيد
انگار مرگ و بازم
جلوي چشماش مي‌ديد

قرص و سرنگ و کپسول
غذاي هر روزش بود
هواي سرد اتاق
از آه و از سوزش بود

سرفه کن و پس بده
تموم غصه‌هاتو
به من بگو بسيجي
تموم قصه‌هاتو


http://i31.tinypic.com/2uf61yg.jpg

توي اتاق روي تخت
روزا کارش دعا بود
ذکر لباي خستش
فقط خدا خدا بود

يه روز مي‌رفت آي سي يو
يه روز مي‌رفت آزمايش
ديگه حتي تو هفته
يه روز نداشت آسايش

مي‌گفت نيار هي اينجا
سوزن و سوپ و آمپول
بسه ديگه خواهشاً
سرم، سرنگ و کپسول

http://www.isaar.ir/_chemical-v/images/1454/day%20pictures/68607250750L600days-large.jpg


بسته ديگه پرستار
من که يه روز مي‌ميرم
يه روز توي اين اتاق
مرگ و بغل مي‌گيرم

به من مي‌گفت دعا کن
تا خوب بشم يا شهيد
آخرشم بي‌خبر

از تو اتاق پر کشيد

http://img.tebyan.net/big/1383/04/132859710295511969719032191026237223118.jpg


رفت و تازه فهميدم
کي بود، چي شد، کجا رفت
چه قدر براش سخت گذشت
يه شب پيش خدا رفت

غروب جمعه بود که
رفتم بهشت‌زهرا (س)
از يه نفر پرسيدم
گفتم: سلام هي آقا

اسم و نشون و دادم
به پيرمرد خسته
گفتش کنار اون بید
که شاخه‌هاش شکسته

پاهام جلوتر از من
مي‌رفت به سمت يک قبر
انگار که پر مي‌زد
اصلاً نداشت کمي صبر


http://www.dananews.ir/images/news/2008_11_24__10_13_59_news_thumb3.jpg

نوشته بود روي قبر
علي کيميايي
دو، ده، شصت و هشت
شهيد شيميايي


  بهزاد پودات 
نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |