تبليغاتX
شهيدان محمدزاده محمودآباد
شهيدان محمدزاده محمودآباد
o كجائيد اي شهيدان خدايي
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

کربلايي 110
سرافرازان
برادر و خواهر بسيجي 
موضوع: شنبه 25 خرداد1387 5:39 قبل از ظهر

 

 

      برادر و خواهر بسيجي

 

                     

 

در كوره راه هاي پس از جنگ، از خدا بخواهيدكه بسيجي بمانيد ودر اتفاقات سياسي و معيشتي و اجتماعي ، وقتي به شما خيانت مي كنند ، مقابله به مثل نكنيد. اگر شما را تكذيب مي كنند و راه و رسم شما را ((دروغ)) مي خوانند،
دل آرام باشيد و ترديد نكنيد .

اگر تملق تان مي گويند (و معمولا طمعي دارند!) بازي نخوريد و كوتاه نياييد و به روي ناپاكان و آزمندان ، لبخند نزنيد، و اگر بد شما را مي گويند، دچار ياس و غم نشويد و احساس تنهايي و بي چيزي نكنيد

در عالم سياست و فرهنگ ، با موجودات خنثي و تفكرات ((دوجنسي)) بسياري بر مي خوريد كه ممكن است تا ابد هم نتوانيد ايشان را بشناسيد . اما اگر بتوان مراقب درستكاري خويش بود و پاي در ركاب ((اصول))ماند، چه باك كه ديگران كيستند و كه خواهند بود ! هر چند سال كه از جنگ مي گذرد، طبيعي است كه حفظ ((تفكر بسيجي ))، مساله تر خواهد شد و خطرات و آفات ، بيش از پيش، دندان خود را نشان مي دهندكم نيستند و نخواهند بود (و هيچ وقت هم كم نبوده اند ) كساني كه به تعبير فاطمه صديقه (ع)، ارزش ها را پس از مدتي از دست مي دهند و هرچه از زيبايي ها كه به مرور جذب كرده بودند، كنار مي گذارند . و به راستي با فشار در و ديوار ((طبيعت))و ملزومات زندگي ، پس نياوردن و تاب آوردن ، هنري بس بزرگ انساني است.

        

هنري بزرگ است كه آدمي از ((پاك ماندن)) نترسد و در مسير پاكيزگي نيز ،
از ((اقليت بودن)) بودن در برخي محيط ها ، وحشت نكند.

وقتي كساني از سر بي دردي شما را هو مي كنند وبه دليل پايبندي و التزام عملي به حرف هايي كه مي زنيد، ((ساده لوح )) مي خوانند، در دل بر آنان بگرييد و با چهره بديشان بخنديد و سلام بگوييد و بگذريد.احتملات در زندگي و در مبارزه ، هيچ وقت به صفر نمي رسند و شما همواره با آن نيروي بزرگ كه ((بسيجي ماندن ))اش مي نامند، نيازمند خواهيد بود.به امام باقر (ع) بنگريد . به روشنايي ايشان بنگريد و راهي را كه تا بدينجا آمده ايد به همان سو كه تا حال آمده ايد ادامه دهيد كه بر طريق ولايت بوده ايد و صراط مستقيم همان است كه پيموده ايد.

استاد رحيم پور ازغدي

نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |

غم نیست اگر طعنه زنید  
موضوع: یکشنبه 19 خرداد1387 10:29 قبل از ظهر

      

     

    غم نیست اگر به اشک ما طعنه زنید .....

 

 

دعا كنيد خداوند شهادت را نصيب شما كند

در غير اينصورت زماني فرا مي رسد كه جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز به سه دسته مي شوند :

دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند .

دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي كنند .

و دسته سوم به گذشته خو وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد .

پس از خدا بخواهيد كه با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد .

چون عاقبت دو دسته  اول ختم به خير نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن بسيار سخت و دشوار خواهد بود .

 ( سردار شهيد حميد باكري )

 

 

جنگ تمام شد ........ برگشتيم  با همه سوغاتمان : بي دلي مان !

برگشتيم و گرفتار شديم  ناگاه ميان زرق و برق هاي اين شهر رنگين با جذبه هاي دروغين محاصره گشتيم ، بي د ليمان به دادمان رسيد :

 ماسك هاي پرهيزتان را بزنيد كه هواي زمانه گناه آلوده است

عدّه اي غفلت كرديم و بيمار شديم عدّه اي مانديم و بي تاب شديم !

باز صبح كاذب ، چلچراغ هاي وسوسه فرايمان گرفت
 تا غروب دوكوهه را از چشم ها يمان بربايد

دل ندا داد :

ظلمتي بيش نيست به آسمان خيره شويد افسوس كه عده اي محو نوري كاذب شديم و اندكي محو آسمان!

سرهامان روبه آسمان بود وسوسه هاي غرور و تكبر به ستايش مان نشستند كه عطر
 خاك هاي بي آلايش فكه را از ياد ببريم و باز هشدار دل :
 رو به خاك كنيد ... در يغا که سنگفرش هاي مرمرين تجمل چشم هاي ظاهر بين مان را خيره كرد سنگرفرش ها آيينه اي شدند عده اي به خود نگريستيم و اندکي به خاك !

برگشتيم و دريغا ........ !

دريغا كه « اندكي » هوايي مانديم !

و سكوت ، هم صحبت مان شد و خاك همدم نگاه مان اشك محرم رازمان
 انتظار مرهم زخم هاي مان

ديوانگي گناه مان عاشقي جرم مان و بي دلي مشاهدمان و عزلت پناه مان
 و اين شد سر آغاز : « داستان تنهايي مان » !

 

 

 

آري ........ رفقاي عزلت نشين هوايي !

بگذاريد زنجيرهاي سنگين نگاه ها اسير انزواي تان كند

بگذاريد فلسفه نوانديشي ها ،آهن و دود پوسيده تان بپندارد ، بگذاريد اقليّت شويد و در كثرت غفلت ها ناديده گرديد بگذاريد جدا از « تن ها » شود و « تنها بمانيد »

اما هرگز تن به عقلانيت دوران ترديدها و فراموشي ها نسپاريد آري ...
« اندك رفيقان همراهان هوايي » !

اينجا ماندن را گريزي نيست

بگذاريد جسم ها پايبند زمين بمانند اما روحمان را قفسي نيست جز چشم هايمان !

چشم هاي تان را ببنديد تا روح بال بگشايد .......... عازم دوكوهه شود

از پاكي حوض كوچكش وضويي بسازد وارد حسينيه حاج همت شود

شرط « آزادگي » را از « حاجي » بپرسيد در گوشه اي از اتاقك هاي دو كوهه نماز نياز بخواند و راهي فكه شود . به فكه كه رسيد سراغ « سيد » را بگيرد
«
شقايق هاي آتش گرفته » نشاني اش را مي دانند سيد چگونه پرگشودن را برايش روايت مي كند .

بعد راهي شلمچه شود به خاكش خود را معطر كند برود پشت آن حصارهاي بلند رو به كربلا بنشيند با بالهايش حصارهاي ظاهري ر ا بگشايد ... اگر زخمي شدند غمي نيست
« با ابالفضل ( ع ) » بگويد .  اگر اذن دخولش رسيد به سوي حرم حسين ( ع ) پر بگيرد .... بر پرچم سرخ گنبدش كه رسيد با كبوتران حرم هم آواز شود و آنقدر نواي
 «
اين الطالب بدم المقتول بكربلا » را سر دهد كه يا از عطش جان دهد و
 يا سيراب وصال گردد ...

رفقاي هوايي !

اين پايان « دلتنگي هاست »‌!

بگذاريد « داستان تنهايي تان » افسانه آدميان شود ، هر چند پايانش را خوش نپندارند !

اينجا ماندن را گريزي نيست ..... و رفتن را نيز !

 

و اگر در جستجوي مقصود عروجي راه يكي است :

جنازه شهید ابوالحسن محمدزا�<br/><a href="http://i30.tinypic.com/2c0sna.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

چشم هايت را به روي زمين ببند

تا عاز م آسمان شود ............

نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |

درجه مجاهدان 
موضوع: پنجشنبه 9 خرداد1387 4:42 قبل از ظهر
  

    درجه فضیلت مجاهدان

 

       شهیدان محمدزاده<br/><a href="http://i31.tinypic.com/14pssz.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

هر فردی لیاقت ندارد که باب الجهاد به رویش گشوده شود ، هر فردی‏

 

شایستگی مجاهد بودن ندارد ، خداوند این در را به روی دوستان خاص

 

خویش‏ گشوده است ، مجاهدین بالاترند از اینکه بگوئیم مساوی با اولیاء الله‏

 

هستند مجاهدین مساوی با " خاصة اولیاء الله " می‏باشند .

نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |

می گن موجیه  
موضوع: سه شنبه 7 خرداد1387 3:45 قبل از ظهر

 

       می گن موجیه

 

    

 

می گن : موجیه ! دیوونه است ! باید ازش دور شد . باید قرصهاش

سر موقع به خوردش داد . باید دست و پاش رو به تخت بست . باید

زندانیش کرد .

می گن : موجیه ! امیدی بهش نیست ! عقل درست حسابی نداره .

باید از عاقل ها دورش کرد باید مراقب بود به عقلا !!! آسیب نزنه .

باید ...

می گن : موجیه ! باید بهش برق وصل کرد . اصلا باید خشکش کرد و

به دیوار زدش !

می گن : موجیه !

اونها نمی فهمند که اون فقط عاشقه ...

نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |

معنای شهادت  
موضوع: دوشنبه 6 خرداد1387 6:37 قبل از ظهر
      

        معنای شهادت

 

  

شهادت به معنای حضور است؛ شهید و شاهد یک معنی

 

دارد. و شهید در معرکه جنگ را که شهید میگویند چون

 

حضور پیدا کرده، و هنگامیکه از دنیا رفته است در محضر

 

حضرت حق زنده و پاینده حاضر شده است و یا اینکه به

 

معنای اسم مفعول باشد، چون قتیل به معنای مقتول؛

 

یعنی ملائکه و فرشتگان در موت او حضور پیدا کرده اند و

 

او مشهود و حاضر شده در برابر صفوف ملائکه رحمت

 

قرار گرفته است؛ این معنای شهادت است.

نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |

اي كشتگان عشق برايم دعا كنيد  
موضوع: چهارشنبه 1 خرداد1387 8:2 بعد از ظهر
 

 

اي كشتگان عشق برايم دعا كنيد    يعني نمي شود كه مرا هم صدا كنيد؟

 

 

 اخوي شهيدان محمدزاده:

 

ما بر سر عهدى كه با خدا بسته‏ايم صادقانه ايستاده ايم و شما اي

 

شهيدان پيمان خود را به آخر برديد (و در اين راه شربت شهادت

 

نوشيديد) و ما همچنان در انتظاريم و هرگز تغييري(در عهد و پيمان

 

خود) با شما نداده‏ايم.

 

انتظار شهادت يعني صفاي روح، يعني دل کندن از دنيا، يعني

 

بصيرت،  يعني استقامت وانتظارشهادت يعني صدق و صداقت.

 

نوشته شده توسط ""ابوالحسن و ابوالقاسم"" | لینک ثابت |